مطالب توسط حامد صفائی‌پور

ذهن‌های انباری و پایان‌نامه‌های کشکولی

بیشتر پایان‌نامه‌ها و البته مقاله‌ها، به ویژه در رشته‌های علوم انسانی و مطالعات دینی که من بررسی کرده‌ام، کم ارزش و کشکولی است. نگارشِ کشکولی سه گام اساسی دارد: نخست باید یک موضوع انتخاب کنید، در گام بعد، هر مطلبی، در هر منبعی، و به هر وسیله‌ای پیدا کردید، جایی – مثلا در یک فیش […]

اخلال‌گران نظام سواد

هنوز هم مُد زمانه این است که سواد و مدرک، جای اندیشیدن و درک را می‌گیرد؛ «روان‌شناس» کسی است که مدرک دکتری روان‌شناسی دارد و «فیلسوف» کسی که هزاران صفحه از «کتاب‌های فلسفه» را خوانده است. چنین نیست! ای بسا «دکتر» که در مهد کودک ذهنش یک کودک کنج‌کاو و بازی‌گوش و یک لذت کشف، […]

اصلا نگارش دانشگاهی به چه درد می‌خورد؟

تکلیف درسی من در یکی از درس‌های ترم گذشته این بود که چهار مقاله را بخوانم؛ هر کدام را خلاصه کنم و «ادعای اصلی» نویسنده را، تنها دو جمله(!)، همراه با دلایلی که برای حمایت از آن «ادعای اصلی» در متن آمده بود، پیدا کنم. در گام بعد وظیفه داشتم «قوی‌ترین دلیل» یا دلایل را […]

همین‌طور الکی بنویس!

چرا به نوشتن روی خوش نشان نمی‌دهیم؟ موانع روی خوش نشان‌ندادن ما به نوشتن چندگانه است اما یکی از موانع روان‌شناختی آن روحیۀ «کامل‌گرایی» است. این‌که درباره نوشتن ملاحظه‌ها و معیارهای سختگیرانه‌ای داریم. منتظریم یک شوت‌زن حرفه‌ای بشویم تا شوت بزنیم؛ این در حالی‌که تنها با شوت‌زدن و شوت‌زدن است که می‌توانیم یک شوت‌زن حرفه‌ای […]